وقتی که سوژه صحبت ما اگزوزها باشد، ماشین های الکتریکی واقعا فوق العاده اند، نه گاز گلخانه ای تولید می کنند، نه آلودگی دارند و نه هیچ مشکل دیگری. اما بگذارید منظره ای دیگر را یادآورتان کنم: دودکش های بزرگ کارخانه ها.

اگرچه ماشین های الکتریکی در طول روز آلودگی خاصی تولید نمی کنند اما هنگام شب، زمانی که الکتریسیته را درون آن ها تزریق می کنیم، عملا در حال تولید آلودگی هستیم. برای تولید این حجم عظیم الکتریسیته، لازم است کارخانه های تولید برق در طول روز فعالیت بیشتری داشته باشند و این مسئله در نهایت منجر به تولید گرما و آلودگی بیشتر می شود.

مناطقی که آمادگی خاصی برای تولید الکتریسیته لازم را ندارند، باید از طرق دیگری برق مورد نیاز را تامین کرده و در نتیجه، هر منطقه با منطقه دیگر می تواند متفاوت باشد. گروهی از اقتصاددان های آمریکایی در این صدد برآمده اند تا به ما نشان دهند که چگونه، به چه دلیل و چرا در برخی مناطق تولید گازهای گلخانه ای بیشتر است و ماشین های الکتریکی چه نقشی در این مسئله دارند.

محققین چه کردند؟

به صورت خیلی ساده، محققین میزان گازهای گلخانه تولید شده توسط اگزوز ماشین های عادی و کارخانه های تولید الکتریسیته (میزان مورد نیاز برای به کار انداختن ماشین های الکتریکی) را در هر ایالت آمریکا اندازه گرفتند.

آن ها روی ۵ ترکیب آلوده کننده تمرکز داشتند: کربن (CO2)، دی اکسید سولفور (SO2)، نیتروژن (NOx)، ذرات معلق و ترکیبات آلی فرار. آن ها ۱۱ مدل مختلف از ماشین های الکتریکی متعلق به سال ۲۰۱۴ را در برابر ماشین های بنزینی مشابه قرار دادند. در مواردی نیز حتی ماشین های یک شرکت را استفاده کردند، مثل فورد فوکوس که هم ماشین الکتریکی تولید می کند و هم ماشین بنزینی.

برای ماشین های گازسوز، ثبت آمار و ارقام نسبتا ساده است. آن ها میزان بهره وری موتور هر خودرو نسبت به میزان سوخت ورودی را در نظر می گرفتند تا آلودگی وارد شده به محیط محاسبه شود. معیارهای دیگری مثل نحوه توزیع آلودگی در محیط و ضربه ی ترکیبات به محیط نیز در نظر گرفته می شد. همه این ها در کنار هم یک دید کلی به محققین ارائه داد.

اما تشخیص میزان آلودگی تولید شده توسط ماشین های الکتریکی اندکی دشوار است. با محاسبه میزان مصرف برق هر ماشین در هر مایل و در نظر گرفتن آماری کلی، به نتیجه ای جامع رسیدند. در آمریکا ۱۴۸۶ مجموعه تولید برق وجود دارد و این تعداد مجموعه، میزان انرژی مورد نیاز خودروهای الکتریکی را تامین می کنند. بنابراین با در نظر گرفتن راندمان تولید کارخانه ها، می توان تا حدودی متوجه شد که ماشین های الکتریکی هم چقدر به فعالیت بیشتر کارخانه های فوق منجر می شوند.

نتیجه تحقیقات چه بود؟

o-EV-POLLUTION-CITYLAB-1-570

نقشه فوق، آسیب محیطی ماشین های فورد فوکوس را نشان می دهد. سمت چپ ماشین های گازسوز و سمت راست ماشین های الکتریکی. طبیعتا بیشترین آسیب رسانی در نقاط قرمز رنگ دیده می شود و کمترین آسیب در قسمت های سبز رنگ. تصویر سمت چپ نشان می دهد که تنها در چند شهر بزرگ تولید گازهای گلخانه ای بسیار زیاد است و در باقی مناطقی که شاید حتی شهری هم نباشند این میزان بسیار کمتر است.

اما در تصویر سمت راست می بینیم که فارغ از محیط شهری یا غیر شهری، ایالت های شرقی و مرکزی آمریکا به خاطر تجمع کارخانه های تولیدی، هوای چندان تمیزی ندارند و بخش غربی آمریکا نواحی بسیار خوش آب و هوا تری محسوب می شوند.

مقایسه نقشه ها با یکدیگر و روی هم قرار دادن شان نتایج جالبی ارائه می دهد. مناطقی مثل لس آنجلس یا ایلینویز را در هر دو نقشه ببینید. هر کدام در یک منطقه به رنگ قرمز و در منطقه دیگر سبز رنگ نمایش داده می شوند. دلیل آن کاملا مشخص است. لس آنجلس شهر بزرگی است و ماشین های بسیاری در آن تردد می کنند بنابراین میزان آلودگی ماشین های گازسوز در آن بسیار بالاست. الکتریسیته تولید شده نیز به جای اینکه در همان منطقه تولید شود، از نوادا می آید. یک تقسیم کار ساده، سبب شده غرب آمریکا با وجود شلوغ بودن، هوای مطلوبی داشته باشد.

مفهوم آن برای سیاست و قانون گذاری چیست؟

از منظر اقتصاد و سیاست که به این ماجرا نگاه کنیم، هر شهر در آمریکا شرایط مربوط به خود را خواهد داشت. گرفتن مالیات برای استفاده از ماشین های الکتریکی یا پرداخت یارانه برای خرید آن ها. هر شهری با توجه به میزان آلودگی که ماشین ها در آن تولید می کنند یک مدل قانون گذاری را تجربه می کند.

شهروندی می تواند تا مبلغ ۵ هزار دلار از دولت دریافت کند و شهروند دیگری مجبور است برای نگه داشتن خودروی خود ۵۳۰۰ دلار بپردازد.

o-EV-POLLUTION-CITYLAB-2-570

برای مثال در شرق و و شما شرقی، مردم برای داشتن ماشین های الکتریکی باید هزینه های گزافی بپردازند در حالی که مناطق سبز رنگ اوضاع را به نفه خود می بینند. لس آنجلسی ها مبلغی نزدیک به ۵ هزار دلار، سان فرانسیسکویی ها اندکی بیشتر از هزار دلار و ساکنین دالاس تقریبا هزار دلار دریافت می کنند اما اگر در شیکاگو اقامت داشته باشید باید ۹۰۰ دلار مالیات بدهید.

اما رقم کلی به سمت پرداخت مالیات است. یعنی اگر آمریکایی ها قرار باشد یک قانون کلی در نظر بگیرند و ایالت های مختلف با یکدیگر تفاوتی نداشته باشند، هر شخص برای خرید یک خودروی الکتریکی باید ۷۴۲ دلار بپردازد. چه در نیویورک زندگی کند و چه در لس آنجلس. بنابراین کفه مالیات در ترازوی اقتصاد، سنگین تر از یارانه است.

اما مسئله به همین سادگی نیست و باید مسائل مختلفی در نظر گرفته شود. آلودگی یک ناحیه لزوما محدود به همان ناحیه نخواهد شد. اما به طور کل اگر دولت آمریکا بخواهد مردم را تشویق به خرید ماشین های الکتریکی کند، ۱۲ ایالت سبز رنگی که در تصویر زیر می بینید مورد نظر قرار خواهد گرفت:

o-EV-POLLUTION-CITYLAB-3-570

چه چیزهای دیگری را باید در نظر گرفت؟

مسئله اینجاست که برای دریافت مبلغ از مردم باید در هر منطقه، معیارهای خودش را در نظر گرفت. اگر به صلاح باشد که مردم منطقه ای از ماشین های لوکس الکتریکی استفاده نکنند، پس بهتر است آن ها را تشویق به استفاده از ماشین های گازسوز کرد و بالعکس.

اما اگر شخصی خلاف میل دولت عمل کند، بنابراین به هزینه های دولت افزوده می شود و باید حق استفاده از آن را بپردازند. سوال اینجاست که آیا می توان رویه ای برای مردم در سراسر آمریکا در نظر گرفت یا هر ایالت و هر شهر باید متود خاص خود را داشته باشد؟ اقتصاددان ها روش دوم را بهتر می دانند. آن ها می گویند برای کاهش آسیب های محیطی بهتر است هزینه ها از مردمی دریافت شود که به طبیعت ضربه وارد می کنند.

با این حال، تنها نمی توان به این تحقیق بسنده کرد. برخی پژوهش های پیشین نشان داده اند که آلودگی ماشین های الکتریکی بسیار کمتر از دیگر ماشین هاست و در آن ها نیز دلایل خاص و مهمی بیان شده.

یکی از انتقاداتی که به این تحقیق وارد است، مقایسه دو مدل ماشین با یکدیگر است. در واقع ماشین های الکتریکی نوظهورند و هنوز شرایط لازم برای غلبه آن ها بر بازار مهیا نشده. شاید در آینده ای نزدیک، تولید الکتریسیته برای خودروهای مذکور بسیار کم هزینه تر و سالم تر باشد، همانطور که شرکت های بزرگی چون تسلا در تلاش اند تا به این مهم دست یابند.

بنابراین تا زمانی که خودروهای الکتریکی به کیفیت لازم و استاندارد برسند باید منتظر ماند و دست از مقایسه برداشت. شاید مقایسه مهندسی های چندین دهه پیش، با تکنولوژی امروز منطقی و قابل قبول نباشد.