سعی کن مستقیم نگاه کنی.”

این جمله ایست که کارمند شاد و پرشور و حرارت مایکروسافت به من می گوید. و من سعی می کنم از طریق یکی از عجیب ترین دوربین های دوچشمی، به مقابل نگاه کنم؛ یکی از آن نوع دوربین ها که معمولا برای بررسی میزان بینایی در مطب چشم پزشکان استفاده می شود. به نور بسیار پر رنگ و سفید داخل دوربین زل زده ام و احساس می کنم که چشمان بی خوابم، خسته شده اند. راهنمای من با ذره ای ناامیدی و غرولند کنان می گوید: “ای بابا، باز هم تکان خوردی.”

من در اتاق ملاقات کوچکی واقع در مرکز همایش های لندن نشسته ام و منتظرم که فاصله ی بین چشمانم اندازه گیری شود. هنوز ۹ صبح هم نشده است اما اولین گروه از طرفداران بازی ماینکرفت به نمایشگاه Minecon سرازیر شده اند. نمایشگاهی که قصد دارد گیمرهای علاقه مند به بازی ماینکرفت ساخته ی مارکوس پرسون را دور یکدیگر جمع کند.

بازی مستقلی که زمانی با محیط سندباکس و خلاقیت های خاص خود، دل گیمرها را ربوده بود، حالا به پدیده ای جهانی تبدیل شده که میلیون ها کودک و بزرگسال را به خودش مشغول کرده است. اما امروز، به جای در صف ایستادن برای عکس گرفتن با آدم های عجیب و غریب و فعالان معروف سایت یوتوب، قرار است من ماینکرفت را به وسیله ی HoloLens بازی کنم.

در حالی که آکیلس، سونی و والو مشغول کار بر روی واقعیت مجازی (VR) هستند، مایکروسافت بر روی موضوع کاملا متفاوتی به نام واقعیت افزوده (AR) متمرکز شده است. با هدست هولولنز می توان تصاویر دیجیتالی را بر روی اشیای جهان واقعی تصویرسازی کرد. یکی از بهترین نمایش های این هدست تا به امروز در E3 امسال دیده شد؛ زمانی که مایکروسافت، ورژن واقعیت افزوده ی ماینکرفت را به نمایش گذاشت.

گیمر این قابلیت را داشت که بازی را روی دیوار پروژکت کند و بعد، کل جهان بازی را روی یک میز قرار دهد. همان طور که قابل پیش بینی بود، جمعیت حاضر در کنفرانس از خود بیخود شدند. حالا، در نمایشگاه Minecon، به من فرصت تست و بررسی همان نمایش داده شده است.

در ادامه با دیجیاتو همراه باشید تا ادامه ی مقاله را به قلم نیک سامرز، نویسنده ی وب سایت انگجت، بخوانیم.

471560226

زمانی که بالاخره میزان فاصله ی میان مردمک های چشمانم اندازه گرفته شد، من را به اتاق دیگری شبیه به کتابخانه راهنمایی کردند. یک مبل راحت در یک سوی اتاق قرار داشت و میزی مربع شکل در وسط. دیوارها به گونه ای رنگ آمیزی شده بودند که همانند قفسه های کتاب به نظر برسند و چند تابلو بر روی دیوار آویزان شده بود. در یک سوی دیگر هم فضای خالی مناسبی قرار داشت تا بتوانم تصویر مجازی را در آن جا پروژکت کنم.

هولولنز شبیه به دستگاهی به نظر می رسد که برای فروش در قفسه ی فروشگاه ها آماده است. طراحی هدست بسیار صیقلی و سبک است؛ به همراه تسمه های پلاستیکی کوچکی که به راحتی دور سر قرار می گیرند. هیچ سیمی به هدست متصل نیست، اجزایی خاص یا هر چیزی که نشان دهنده ی آزمایشی بودن دستگاه باشد، آویزان نیست.

البته من هنوز نمی توانستم به راحتی هولولنز را بردارم و دور سرم قرار دهم. یکی از کارکنان مایکروسافت همیشه کنارم ایستاده بود و به من می گفت که به کدام قسمت های هولولنز دست بزنم و آن را دور سرم قرار می داد و تسمه ها را محکم می کرد. تنظیم هدست چندان زمان نبرد اما بعد یک نفر دیگر برگشت و از ابتدا آن را تنظیم کرد تا مطمئن شود لبه ی هدست در ارتفاع مناسب و درست قرار دارد.

حالت سه بعدی هولوگرافیک، باعث می شود صفحه ی مقابل تان، مانند پنجره ای به دنیای ماینکرفت به نظر برسد.

همراهی دائمی کارکنان مایکروسافت، کمی بیش از حد به نظر می رسد؛ اما اگر بخواهیم منصف باشیم، ورژن های آزمایشی هدست های واقعیت مجازی معمولا همین طور هستند. اما به هر حال، توجه بیش از حد آن ها به جزییات، کمی نگرانم کرد. هولولنز هنوز به نظر نمی رسد که وسیله ای قابل استفاده توسط عموم باشد.

وقتی که دموی آزمایشی بازی شروع می شود، می توانم بلوک های کوچک ماینکرفت را ببینم که در اتاق فرو می ریزند. وقتی که به سمت چپ و راست ام نگاه کردم، بلوک ها را دیدم که بر روی میز، دیوار و کارکنان مایکروسافت، که با دلهره تک تک حرکاتم را زیر نظر داشتند، می جهیدند. برای هولولنز تنها چند لحظه زمان برد که محیط بازی را در اتاق پیاده سازی کند؛ بعد از آن، تفریح شروع شد.

برای آغاز کار، به من نشان داده شد که چطور با استفاده از برخی فرمان های صوتی می توان نقشه ی بازی را بر روی دیوار قرار و یا اندازه ی آن را تغییر داد. بعد از آن هم، با استفاده از یک دسته ی اکس باکس ۳۶۰، توضیحاتی درباره ی چگونگی بازی در حالت اول شخص ارائه کردند. همه چیز روشن، پرشور و پر جزییات به نظر می رسید؛ حتی با وجود فاصله ام با دیوار.

من می توانم با استفاده از یک فرمان صوتی، بازی را به حالت سه بعدی معمولی ببرم، که کمی عمق به تصویر اضافه می کند، و یا حالت سه بعدی هولوگرافیک را فعال کنم که باعث می شود صفحه ی مقابل تان، مانند پنجره ای به دنیای ماینکرفت به نظر برسد. در این حالت، می توان به صفحه ی در حال نمایش نزدیک شد و آن را به راست و چپ حرکت داد، و بخش هایی از محیط را مشاهده کرد که بر روی صفحه ی تلویزیون دیده نمی شوند.

Minecraft1

این حالت تاثیر چندانی بر روند گیم پلی نمی گذارد اما به جای آن، در به وجود آمدن نوعی حس خیال انگیز و غوطه وری در جهان بازی موثر است. همان طور که انتظار داشتم، برجسته ترین بخش دموی گیم پلی بازی، زمانی بود که توانستم جهان ماینکرفت را به روی میز منتقل کنم.

بعد از گفتن فرمان “جهان را قرار بده”، سطح چوبی میز به شکل بلوک های ماسه ای در آمد و جهانی که در آن مشغول بازی بودم، به سرعت منتقل شد. همان طور که احتمالا در نمایش E3 دیده اید و می دانید، این فرآیند اساسا یک جهان دیجیتالی و قابل تعامل از بازی لگو را در اختیار کاربر می گذارد.

ماینکرفت دقیقا مانند ورژن های کنسولی و یا کامپیوترهای شخصی اجرا می شود؛ بنابراین می توانستم بازیکن دیگری را ببینم که به اطراف می دوید و با محیط تعامل داشت. صفحه ی کوچکی به نمایش در می آید و می توانم تنظیمات خاصی را بر روی آن چه که مقابلم می بینم اعمال کنم. بلوک ها به آرامی روشن تر می شوند تا متوجه شوم که با استفاده از تنظیمات، آن ها را پر رنگ کرده ام.

هم چنین این توانایی را دارم که با فرمان صوتی Lightning Strike در هر زمان، کاری کنم که محیط پر شود از گودال های تاریک و البته خوک هایی که به زامبی های کشنده تبدیل می شوند. مابقی فرمان های صوتی اجازه می دهند که سایر بازیکن ها را در محیط بیابم و اجزای محیط را تغییر دهم. همه ی این فرمان ها به خوبی عمل می کنند و تاخیر قابل توجهی ندارند.

به محض این که جهان ماینکرفت را بر روی میز دیدم، دیگر نمی خواستم هدست را کنار بگذارم.

در حالی که مشغول بازی بر روی میز هستم، دیگر نیازی به استفاده از کنترلر نیست. علاوه بر فرمان های صوتی، می توانم با بالا بردن دست و حرکت انگشت اشاره ام نوعی سیگنال “کلیک” بفرستم. پایین آوردن انگشت اشاره، دقیقا مانند کلیک کردن بر روی دکمه ی موشواره عمل می کند و بلوک یا عمل خاصی انتخاب می شود. هم چنین می توانم با پایین نگه داشتن انگشتم، جهان بازی را بچرخانم.

درست همانند کینکت، این نوع از کنترل های حرکتی ممکن است کمی بد قلق عمل کنند. بعضی از اوقات هولولنز متوجه تکان خوردن انگشت نمی شود و یا به طور کل، دست را هنگام فرمان های حرکتی، شناسایی نمی کند. فرمان های حرکتی از پایه و اساس خراب نیستند، اما نمی توان گفت که همیشه دقیق و پاسخگو نسبت به کاربر هستند.

در حال حاضر، مهم ترین نکته ی قابل تامل و مشکل هولولنز، میدان دید (Field of View) پایین آن است: هدست، تنها می تواند تصاویر را بر روی صفحه ی عریض کوچکی، آن هم در وسط دید لنز، ایجاد کند. بنابراین اگر به دیوار یا میز نزدیک شوید، بخش هایی از تصویر پروژکت شده دچار بریدگی می شود. اگر به چپ و راست بچرخید و نگاه کنید، تصاویر دیده می شوند اما در حالت مستقیم، دید جانبی تان دچار مشکل است. این موضوع باعث نا امیدی است و تجربه ی هولولنز را دچار اختلال می کند.

کارکنان دائما به من یادآوری می کنند که تصاویر برجسته یا “هولوگرام ها” فقط نوعی تصویر باطلی هستند و هم چنان که در طول اتاق راه می روم، متوجه می شوم که باید به نقطه ی اولیه بازگشته و زاویه ی دید را به گونه ای درست کنم تا تمام تصویر در کادر مشخص هدست جای گیرد.

جایی در میان اواسط تجربه ی ماینکرفت، هولولنز دچار مشکل شد. یکی از کارکنان مایکروسافت به سرعت به اتاقی دیگر رفت (تا احتمالا دستگاه جدیدی بیاورد یا همان قبلی را تعمیر کند) و در عرض چند دقیقه، مشکل حل شد و کار را از سر گرفتم.

باید به یاد داشت که سخت افزار هدست هنوز مراحل اولیه را طی می کند و این مشکل هیچ ربطی به نسخه ی نهایی دستگاه ندارد. اما برای شفاف سازی هم که شده، باید بگویم که این مشکل اصلا اهمیتی برایم نداشت.

url

اشتباه نکنید، هولولنز دستگاهی بسیار شگفت انگیزی است. برخلاف بیشتر هدست های واقعیت مجازی، تمام مسائل مربوط به پردازش واقعیت افزوده بر روی خود دستگاه انجام می شود. با مشاهده ی طراحی بی عیب و نقص هولولنز، باید آن را دست آورد فنی بزرگی قلمداد کرد. مرفیوس سونی، برای مثال، نیازمند یک جعبه ی جداگانه و کوچک است که به کنسول پلی استیشن ۴ متصل شود. اما میدان دید ضعیف دستگاه، عمیقا نیاز به گسترش دارد. در داخل کادر کوچک هولولنز، تجربه ای منحصر به فرد و نفس گیر پدید می آید.

به محض این که جهان ماینکرفت را بر روی میز دیدم، دیگر نمی خواستم هدست را کنار بگذارم. اما لازم است که تصاویر، تمام میدان دید را پوشش دهند. قبل از حل شدن این مسئله، فکر نکنم عرضه ی هولولنز به عموم کار درستی باشد.

مایکروسافت خاطر نشان کرده که هدست هولولنز در مراحل آخر کار خود به سر می برد، و فکر می کنم که این موضوع باعث ناراحتی است. پلتفرم های واقعیت مجازی سونی، آکیلس و والو سال ۲۰۱۶ در دسترس خواهند بود، پس این شرایط، مایکروسافت را در جهت عرضه ی زودهنگام هولولنز، تحت فشار قرار می دهد. حتی با در نظر گیری این دستگاه به عنوان “نسل اول” برای مخاطبان اولیه اش، باز هم دلیلی وجود ندارد که کسی برای تهیه ی آن عجله کند. هولولنز بسیار منحصر به فرد است و بازی هایی نظیر ماینکرفت، تنها به وسیله ی یک تجربه ی کاربری اصلاح شده به سود دهی خواهند رسید.