10 نمونه از بزرگترین حسرت های افراد در زندگی شغلی

 

هیچکس کامل نیست و همه ی ما حسرت هایی در زندگی داریم که گهگاه ذهن ما را به خود مشغول می کنند؛ حسرت کارهایی که آرزو می کنیم ای کاش به شکل متفاوتی انجامشان داده بودیم. ما در زندگی شغلی و شخصی خود تصمیماتی می گیریم که همیشه تصمیمات خوبی از آب در نمی آیند و در نهایت ما را به این فکر وا می دارند که باید از فرصت هایی که در گذشته در اختیار داشتیم استفاده ی بهتری می کردیم.

هر سالی که می گذرد، نگاهی به گذشته می اندازیم و ناخودآگاه عملکرد خود در آن سال را ارزیابی می کنیم. برخی از دستاوردهایی که داشته ایم و احساس پیروزی متعاقب آنها، باعث ایجاد حس غرور در ما می شوند. بقیه ی موارد نیز ممکن است باعث شوند احساس کنیم فاجعه به نوعی از بیخ گوشمان رد شده است. بعد از این دو، نوبت به تصمیماتی می رسد که در هیچ یک از اینها نمی گنجند. همان تصمیماتی که وقتی به یادشان می افتیم، قفسه ی سینه مان از دلهره به هم می فشرد و اعتماد به نفسمان برای لحظه ای در هم می شکند. این تصمیم ها، فکر همیشگیِ «چه می شد اگر»ها و «ای کاش»ها را از پستوی ذهنمان بیرون می کشند و درست روی پیشانی مان می نشانند. با اینکه تجربیات شخصی و حرفه ای هر کسی با دیگران متفاوت است، چند حسرت خاص وجود دارند که از آنچه فکر می کنید همه گیر تر هستند. ۱۰ نمونه از مواردی که اغلب مردم در زندگی خود حسرتشان را می خورند در ادامه آمده است.

۱- ای کاش بیشتر به کارهای مورد علاقه ام می پرداختم

خیلی ها امروز خود را به خاطر پول کار می کنند و در عین حال برای انجام کار مورد علاقه شان به آینده چشم دارند. با این حال برای «بعداً» هیچ تضمینی وجود ندارد. آلیا لیکونگ، سرآشپز و نویسنده ی موفق، کار شرکتی خود را برای دنبال کردن رؤیاهایش ترک کرد. این کار آسان نبود، اما درس هایی که او در این بازه فرا گرفت باعث شد شغل رؤهایاش را با کمال میل پذیرا باشد.

2- ای کاش می توانستم درک کنم که هر کسی را می توان جایگزین کرد

هر کسی را می توان جایگزین کرد و این لزوماً چیز بدی نیست. قابل جایگزین بودن، رهایی بخش است. اگر به این نتیجه برسید که کل آینده ی شرکتتان به شما وابسته نیست، برای لذت بردن از لحظه و کمی استراحت انرژی بیشتری خواهید داشت. بسیاری از افراد وقتی به گذشته ی خود نگاه می کنند به کارهایی فکر می کنند که اگر می دانستند زحمت کل شرکت را بر دوش نمی کشند، آنها را به شیوه ی متفاوتی انجام می دادند.

3- ای کاش اعتماد به نفس لازم برای راه اندازی شرکت خودم را داشتم

زندگی کردن با «آرزوی کارآفرینی»، انتخاب پر استرس و ناکارامدی برای زندگی است. بسیاری از افراد به گذشته نگاه می کنند و حسرت این را می خورند که هیچگاه برای ایجاد تغییر در صنعت و دنیای اطراف خود قدم های لازم را بر نداشته اند. اگر فقط به این دلیل که فکر می کنید به منابع کافی دسترسی ندارید دست روی دست گذاشته اید بهتر است این اشتباه را مرتکب نشوید. راه اندازی یک کسب و کار می تواند فقط به اندازه ی یک آخر هفته زمان ببرد.

4- ای کاش مسیر شغلی ام را زودتر عوض کرده بودم

career-change2

زمان در واقع تنها منبع محدودی است که هیچگاه نمی توانید دوباره آن را بدست بیاورید. شمار بسیاری از افراد مدت زیادی به تغییر دادن شغل خود فکر می کنند، اما هیچوقت در جهت به واقعیت تبدیل کردن تصمیم خود قدمی بر نمی دارند. ژاکلین اسمیت توصیه می کند اگر به تغییر شغل فکر می کنید، سؤال های زیر را از خودتان بپرسید:

  1. چه می خواهم؟
  2. آیا ویژگی های لازم برای آن را دارم؟
  3. چه مهارت هایی برای ارائه در اختیار دارم؟
  4. آیا می توانم مهارت هایی که دارم را به شغل بعدی خود منتقل کنم؟
  5. آیا شغل جدید انتخاب مناسبی برای من است؟
  6. دوست دارم در چه شرکت هایی مشغول کار شوم؟
  7. چه کسانی می توانند به من کمک کنند؟
  8. چشم انداز های این مسیر شغلی جدید کدام اند؟
  9. آیا در شغل جدید کامیاب خواهم بود؟
  10. آیا حاضر هستم دوباره از نو شروع کنم؟

5- ای کاش شغلم را از روی میزان درآمد انتخاب نمی کردم

هر روز افراد زیادی شغل خود را تنها به این دلیل انتخاب می کنند که درآمد آن برای رد کردن بیش از اندازه خوب است. درست است که همه ی ما مخارجی داریم و باید درآمد یک شغل را نیز مد نظر قرار دهیم، اما تمام انسان های موفق حوزه ی کسب و کار، این را به شما خواهند گفت که هیچوقت به خاطر حقوق بالا، شغلی را انتخاب نکنید که از آن تنفر دارید.

6- ای کاش مدیریت ذره بینی را کنار می گذاشتم

اضطراب همیشه تقاص خود را می گیرد، چه کارمند باشید و چه رئیس. اجتناب از مدیریت ذره بینی، استرس شما را کاهش می دهد. در عوض، سعی کنید مسئولیت ها و کارهای بیشتری را به اعضای مورد اعتماد تیم خود بسپارید. هرچه کمتر نگران کارها و مسئولیت هایی باشید که دیگران مشغول انجامشان هستند، زندگی بهتری خواهید داشت.

7- ای کاش حوزه ی تحصیلاتم را آگاهانه تر انتخاب می کردم

3014369-poster-p-how-to-save-244000-on-your-education

زمانی بود که تحصیلات، برای پیش افتادن از دیگران منبعی ضروری محسوب می شد. اما امروزه باید دانشگاه را «مسیر گذار» به نیروی کار در نظر گرفت. خیلی ها حسرت این را می خورند که ای کاش به جای گذراندن دوران دانشگاه صِرف گرفتن مدرک، در مورد انتخاب مسیر آینده ی خود انتخاب آگاهانه تری کرده بودند و وقت صرف شده در دانشگاه را برای حرکت به سمت یک مسیر شغلیِ حساب شده تر صرف کرده بودند.

8- ای کاش به خانواده ام اولویت بیشتری می دادم

زندگی شغلی موفق در صورتی که به قیمت کم توجهی یا بی توجهی به عزیزانتان رقم بخورد معنایی جز شکست ندارد. همکاران شما بخش جدایی ناپذیر زندگی شما هستند، اما ارزش آنها هیچگاه با ارزش خانواده ی شما برابری نخواهد کرد. اگر می خواهید باقی عمرتان را حسرت نخورید، هیچوقت خانواده ی خود را فدای رسیدن به موفقیت نکنید.

 9- ای کاش موقعیت شغلی ام را در زمان مناسب عوض می کردم

I Need a Career Change Now!

فرصت های شغلی زیادی وجود دارند اما هیچ شغلی همیشه کامل نیست. اگر از جایی که هستید رضایت ندارید، حتی یک دقیقه ی دیگر را هم به گله و شکایت سپری نکنید. عجله نکنید، قدر آنچه در اختیار دارید را بدانید و به یاد داشته باشید در وهله ی اول چرا این شغل را انتخاب کرده اید. اما در نهایت اگر واقعاً از شغل خود راضی نیستید، وقت را غنیمت بدانید و شغل خود را عوض کنید. اما همیشه سعی کنید از تجربیات خود درس بگیرید.

10- ای کاش به احساس درونی ام بیشتر توجه می کردم

بسیاری از مردم مسیری را در پیش می گیرند که از آنها انتظار می رود، و در نهایت تنها چیزی که نصیبشان می شود نارضایتی است. در عوض از احساس درونی خود پیروی کنید و دست به کار شوید. شما هیچوقت نمی دانید چه فرصت هایی ممکن است سر راه شما قرار بگیرند و شانس معمولاً دو بار در نمی زند.

شما ممکن است در زندگی خود بیش از یک مسیر شغلی را تجربه کنید، با این حال تصمیم گیری و امید به موفقیت می تواند اعصاب شما را درگیر کند. با استفاده از فرصت هایی که برایتان اهمیت دارند، احتمال پشیمانی را در زندگی خود به حداقل برسانید.